تبلیغات
" روزمرگی ها " " روزمرگی ها "
 

ban

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

بان کی مون در بیانیه ای گفت "وضعیت در ایران موجب نگرانی جامعه بین المللی است" و خواستار "توقف فوری بازداشت ها، تهدیدها و استفاده از زور شد."

براساس این بیانیه آقای بان "اوضاع در جمهوری اسلامی ایران را با نگرانی فزاینده دنبال می کند و از خشونت های پس از انتخابات به خصوص استفاده از زور علیه غیرنظامیان که باعث مرگ و جراحت می شود، مایوس است."

وی مقام های ایران را ترغیب کرد "به حقوق بنیادی شهروندی و سیاسی به خصوص آزادی بیان و آزادی تجمع و آزادی اطلاعات احترام بگذارند."

او از دولت و مخالفان خواست برای حل اختلافات خود به "گفتگو و شیوه های حقوقی توسل جویند."

 

() همراهی ها

 

حمایت

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه که خیل جمعیت را در تهران دیدم ، یک چیز دلم را ترساند: نکند باز رهبران ، مردم را جابگذارند!

وقتی عکس میرحسین موسوی را در میان مردم دیدم لبخند زدم و به همین دلیل بود که عکسش را در میان عکس های میزکارم نشاندم. من به مردانگی میرحسین در این دوره نامردی اعتقاد پیدا کرده ام.

چند روز پیش میرحسین بیانیه ای صادر کرده تا مردم فردا دوباره گرد هم آیند. به نظر من فارغ از نکات مثبت بسیار این نامه ، این بخش آن قابل توجه تر است:”

… دولت با همکاری سازمان صداوسیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد. غافل ازآن که اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند؛ موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران، خوش آمد نمی گوید….

 

() همراهی ها

 

مردن شاپرکا ،کشتن قاصدکا

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

برای بزرگداشت تمام کشتگان حوادث اخیر

مرگ آن لاله سرخ کفن خنده به روی لب بود
گرد آن آینه ها شبه فاجعه ای در شب بود

مردن شاپرکا ،کشتن قاصدکا

خبر از شومی کاری می داد
نفسش ناله غم سر می داد

آشیان رو به خرابی میرفت
تن پوسیده گواهی می داد

او به این حرف نمی اندیشید
که کفن باید برد
و نفس باید داد
و به جای همه بودن ها
همه دیدن ها
لحظه ها مانده به یاد
شکل اندیشه مردن در اوست
همه هستی او رفته به باد

مردن شاپرکا ،کشتن قاصدکا

او سراسیمه به دنبال تلافی می رفت
به دلش زخم قدم های تجاوز مانده

او نداند که پی مردن خود
می کشد هر چه اصالت باقیست

مردن شاپرکا ،کشتن قاصدکا

مرگ آن لاله سرخ کفن خنده به روی لب بود
گرد آن آینه ها شبه فاجعه ای در شب بود

مردن شاپرکا ،کشتن قاصدکا

 

() همراهی ها

 

ندا

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

سرانجام جهان واپسین تپش قلب آزادی را از پشت بلور اشک دید. ندا در تظاهرات روز شنبه کشته شد ,کسی که مرگ را نمی‌شناخت و معنای آن را گویی نمی‌دانست. جهان سیمای او را دید, سیمای سفید و شفاف انسانی که برای دست یابی به ذره ای آزادی به خیابان آمده بود. جهان پیکر خونین ساقه‌ی معطر و ترد آزادی در ایران را, با چشمانی حیرت زده تماشا کرد. ندا آمده بود تا در گردونه‌ی عشق و آزادی به مهر و دوستی هلهله کند و ندای آزادی سر دهد. قاتل را همگان می شناسند .....

 

دانلود تصاویر جان باختن او

همراهی ها

 

() همراهی ها

 

چه نباید کرد؟

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

ابراهیم نبوی   :    e.nabavi@roozonline.com

 


به نظرم می رسد که مردم می دانند باید چکار کنند، راستش من خیلی تلاش کردم که چیزی بنویسم که باعث بشود مردم به خیابان بروند، ولی تلاش من بی ثمر بود، چون نوشته من زمانی نوشته شد که همه به خیابان رفته بودند و کسی نمانده بود که دعوت مرا به حضور خیابانی بخواند، بعدا به این فکر افتادم که بگویم که از یک رنگ مثلا رنگ سبز برای اعلام همبستگی استفاده شود، یکهو متوجه شدم که گوجه فرنگی ها هم استعفا دادند و گوجه سبز شدند. بعدا به فکرم رسید که به میرحسین موسوی بگویم که ای مرد! ما پای تو ایستادیم و تو هم باید پای ما بایستی، دیدم که طرف وصیتنامه اش را هم نوشته و حالا کلی زور زدیم قانعش کنیم که کفن نپوشد، چون بالاخره کفن که سبز و سیاه نیست و عدول از رنگ تا اطلاع ثانوی جایز نیست، خلاصه تا من یک کلمه آمدم بگویم باید، دیدم که همه دارند همان کاری را که باید می کنند، به همین دلیل من با نباید ها حرف می زنم. چه نباید بکنید؟

*برنامه صبح، اعتصاب سراسری: برای سازندگی کشور سر کار نروید*
به مدت سه روز صبح تان را با آرامش آغاز کنید، این جوری نه مجبورید قیافه خیلی از همکاران تان را که اصلا از آنها خوششان نمی آید ببینید، نه اینکه دچار عذاب وجدان می شوید که چرا دارید با یک دولتی همکاری می کنید که دولت کودتاست، نه دخترتان به شما جوری چپ چپ نگاه می کند که حرص تان در می آید. خیلی آرام، در تختخواب دراز بکشید و به روزهای خوب بدون تیراندازی و گاز اشک آور و بوی سوختن لاستیک و صدای آمبولانس و دیدن قیافه نحس دکتر چی توز و غیره فکر کنید. ممکن است اولش تلفن بزنند و بگویند که باید بروید به اداره، ولی شما می توانید دل درد بگیرید، یا مادرتان مریض شود، یا صد تا بهانه دیگر، بهانه آوردن که کاری ندارد. از کارهای جالبی که در اعتصاب سراسری می توان کرد رانندگان اتوبوسرانی قدری به خودشان استراحت بدهند. این جوری مردم هم بیشتر دوستشان دارند.
اصولا ترافیک تهران خیلی سنگین است، ما که نمی توانیم مشکل ترافیک را حل کنیم، ولی می توانیم کاری کنیم که سه روز رفت و آمد در کشور متوقف شود و به صفر برسد. رانندگان مترو هم که خیلی در این مدت خسته شده اند، می توانند به جای بردن و آوردن مسافر، دست بچه تان را بگیرید و بروید خیابان و واقعیات را نشانش بدهید. رفتگرهای عزیز که بیش از همه زحمت می کشند، سه روز زحمت نکشند، تا ضمن اینکه مردم متوجه بوی احمدی نژاد می شوند، شاید دکتر چی توز هم سرکار اصلی اش برگردد. بازار به مدت سه روز تعطیل کند و بازاری های عزیز و فروشندگان همبستگی خود را با مردم نشان دهند.

*برنامه عصر، حضور خیابانی: به خانه های تان برنگردید*
درست است که ما خیلی ضربه می خوریم و اذیت می شویم و حتی بخاطر جلوگیری از گاز اشک آور ممکن است سیگاری هم شده باشیم، اما بعدا ترک می کنید، غصه نخورید. اما چند چیز مهم است: یک، مسوولان زحمت کشیدند و یک گروه از نیروهای ضدشورش و کتک زننده را از شهرهای دیگر آوردند به تهران، این افراد غریب هستند و طبیعتا بعد از ده روز دولت برای نگه داشتن شان دچار مشکل اساسی می شود، از طرفی ما نباید بگذاریم اینها خیلی از خانواده دور باشند، به همین دلیل باید در شهرستانها و هر جای دیگر کشور به خیابان برویم که این نیروها را برگردانند سر جای شان، و وقتی برگرداندند ما در تهران کمتر کتک می خوریم.

دو، ما به هر دلیل، درست یا غلط رفتیم توی خیابان، می خواستیم نرویم، ولی حالا که یاد گرفتیم چطوری برویم به خیابان، دیگر حیف است برگردیم خانه. اراذل و اوباش عزیز( لباس شخصی های سابق) هم بالاخره خانه و زندگی و زن و بچه دارند و هر روز که نمی توانند بیایند برای کتک زدن مردم، فوقش ده روز می توانند بیایند، در حالی که ما می دانیم که اگر برویم توی خانه تا چهار سال نمی توانیم بیاییم بیرون، پس ما انگیزه بیشتری داریم. ضمن اینکه ما هر روز صدای مان بلند تر می شود. و به همین دلیل آنها هر روز بیشتر مجبور هستند ما را تحمل کنند. بالاخره هیچی نباشیم خس و خاشاکی هستیم برای خودمان، جای خس و خاشاک هم که توی خیابان است.

 

به ادامه مطلب بروید

 

() نظرات

 

بیانیه موسوی خطاب به ملت ایران

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

قلم - تقاضای خود را برای ابطال نتایج انتخابات به شورای نگهبان ارایه کردم. به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه می‌کنم از برخورد خشن با حرکت‌های خودجوش مردم خودداری کند.این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شده‌اند و برادران و خواهران شما هستند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در بیانیه جدید خود خطاب به ملت ایران تاکید کرد: اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال می‌کنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.

به گزارش قلم نیوز، متن این بیانیه بدین شرح است:
هموطنان عزیزاز سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب می‌رسد. اطمینان دارم که این واکنش‌ها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل می‌شود. اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بوده‌ایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است. اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال می‌کنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتندستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.   کسانی که با تخلفات بسیار، نتایج غیر قابل باوری را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده اند، اینک در صدد تثبیت آن نتایج و شروع دوره ی جدید از تاریخ کشور ما هستند. اینجانب در طول انتخابات به کرات از خطرات قانون گریزی سخن گفتم و تاکید کردم که چنین شیوه ای ممکن است به استبداد و دیکتاتوری بیانجامد، و امروز ملت ما در نقطه ای قرار گرفته است که این دورنما را لمس می کند.
ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقیه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم. امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهددر عین حال هشدار می‌دهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا می‌خواند.

مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامه‌ای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت می‌دانم. توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفت‌های مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.
ما از مسوولان درخواست کرده‌ایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر می‌تواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.
از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشه‌های انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دل‌ها و خواسته‌های ما با هم خواهد بود. متاسفانه تلاش گسترده‌ای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت می‌گیرد و به این نکته توجه نمی‌شود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنش‌های موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.
اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حل‌های ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم. به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه می‌کنم از برخورد خشن با حرکت‌های خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که aمردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود. این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شده‌اند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود. 
 به امید روزهای بهتر
میرحسین موسوی

 

() همراهی ها

 

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

کارمندان معترض وزارت کشوراین آمار را خارج کردند:

افراد واجد شرایط رای: 49322412
افراد شرکت کننده در انتخابات: 42026078
تعداد آرای باطله: 38716 1
میرحسین موسوی خامنه 19075623
کروبی 13387104
محمود احمدی نژاد 5698417
محسن رضایی میرقائد 3754218

more pictures

 

() همراهی ها

 

خانه دوست كجاست

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

كنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو !

هر كسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد

شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست

شرط آن داشتن یك دل بی رنگ و ریاست

 بر درش برگ گلی میكوبم

و به یادش با قلم سبز بهار مینویسم :

" ای دوست خانه دوستی ما اینجاست "

 تا كه سهراب نپرسد دیگر

 خانه دوست كجاست!!!

 

() همراهی ها

 

شراب لعل کش و روی مه جبینان بین

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
                                        خلاف مذهب آنان جمال اینان بین

به زیر دلق ملمع کمندها دارند
                                        درازدستی این کوته آستینان بین

به خرمن دو جهان سر فرو نمی‌آرند
                                        دماغ و کبر گدایان و خوشه چینان بین

بهای نیم کرشمه هزار جان طلبند
                                        نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین

حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت
                                        وفای صحبت یاران و همنشینان بین

اسیر عشق شدن چاره خلاص من است
                                        ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین

کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست
                                        صفای همت پاکان و پاکدینان بین

 

() همراهی ها

 

عكس تنهایی خود

نویسنده: prince

 

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب درحوض نبود
 ماهیان می گفتند
 هیچ تقصیر درختان نیست
 ظهر دم کرده تابستان بود
 پسر روشن آب لب پاشویه نشست
 و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
برق از پولک ما رفت که رفت
ولی آن نور درشت
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد
چشم ما بود
روزنی بود به اقرار بهشت
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است
باد می رفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا می رفتم

 

() همراهی ها

 

شناخت و نگاه

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

عشقی که تنها با یک نگاه آغاز می شود ، با شناخت سست و سست تر می شود ولی عشقی که با شناخت آغاز می شود با هر نگاهی عمیق و عمیق تر می شود

 

() همراهی ها

 

اگر ...

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

اگر باغ  نگاهم پر ز خار است

                                 گلم تاراج دست روزگار است

به چشمانت قسم ، با بودن تو

                                 زمستانی ترین روزم بهار است

 

() همراهی ها

 

به تماشا سوگند

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

به تماشا سوگند         و به آغاز کلام!     

              و به پرواز کبوتر از ذهن      " واژه ای در قفس است! "

حرفهایم مثل یک تکه چمن روشن بود    من به آنان گفتم :

آفتابی لب درگاه شماست    که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد...

و به آنان گفتم : "سنگ آرایش کوهستان نیست

همچنانی که فلز زیوری نیست به اندام کلنگ!

در کف دست ، زمین گوهر نا پیداییست

         که رسولان همه از تابش آن خیره شدند

پی گوهر باشید ، لحظه ها را به چرا گاه رسالت ببرید."

و من آنان  را به صدای قدم پیک بشارت دادم

              و به نزدیکی روز

                                     و به افزایش زنگ        

به طنین گل سرخ         ،        پشت پرچین سخن های درشت!

و به آنان گفتم :          هر که در حافظه چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بشه شور ابدی خواهد ماند

هر که با مرغ هوا دوست شود ...

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود!

آنکه نور از سر انگشت زمان بر چیند          می گشاید گره پنجره ها را با آه.

زیر بیدی بودیم.      برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم:

                           چشم را باز کنید! آیتی بهتر از این می خواهید؟

می شنیدم که به هم می گفتند :  سحر می داند ،

سر هر کوه رسولی دیدند        ابر آن کوه به دوش آوردند    

                       باد را نازل کردیم!

تا کلاه از سرشان بردارد

                       خانه هاشان پر داوودی بود...

چشمشان را بستیم،

دستشان را نرساندیم به سرشاخه هوش

جیبشان را پر عادت کردیک ،     خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.

 

() همراهی ها

 

کاش میشد .

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

کاش میشد سرنوشت خویش را از سر نوشت 
                        کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت


کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی 
                       داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت

 

() همراهی ها

 

دوست دارم.

نویسنده: prince موضوع: :: روزمرگی های من ::، 

 

بازوانت را به مستی حلقه کن بر گرد من
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم

چهره ی زیبای خود را از رخ من وا مگیر
جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر

راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو کن عشق را در گرمی آغوش من

من تو را تا بیکرانها ، من تو را تا کهکشان ها 
 از زمین تا آسمان ها دوست دارم میپرستم!

من تورا همچون اهورا ، من تو را همچون مسیحا
همچو عطر پاک گل ها ، دوست دارم میپرستم!

من تورا با هستی خود با وجودم ،عاشقم با خون خود با تار و پودم
من تو را با لحظه های انتظارم ،عاشقم با این نگاه بی قرارم

من تو را همچون پرستو ، یاسمن ها نسترن ها ،
من تو را با آنچه هستی دوست دارم می پرستم.

 

() همراهی ها